تبليغاتX
پیام جوان
 

مد گرايی در ميان جوانان افغان :

يکی از تغييراتی که در سالهای اخير و به دنبال پايان جنگها در شهرهای مختلف افغانستان، به ويژه کابل می توان به وضوح مشاهده کرده، مد گرايی جوانان دختر و پسر و تغيير لباس آنهاست.

در زمان جنگ، شايد کمتر کسی فرصت می يافت تا از فکر نان و حفظ جان خلاصی يابد تا به مسايل جانبی مانند مد و طرز لباس پوشيدن خود توجه کند. در دوران طالبان هم، زنان و مردان افغان، بايد مطابق با خواست بنيادگرايان اين گروه و برداشت آنها از اسلام، ظاهر خود را می آراستند.

امروزه، همچنان که مد، به ويژه شيوه لباس پوشيدن در جهان امروز به سرعت در حال تغيير است، در افغانستان پس از جنگ نيز برخی از جوانان با تاثير پذيری از روند پرشتاب جهان اطراف، از شيوه های جديد لباس پوشيدن پيروی می کنند.

فروشگاههای تازه تاسيس در کابل که به گفته صاحبان آنها، تازه ترين لباسها را از کشورهای مختلف جهان وارد می کنند، مراکز عمده اطلاع دهی به مردم از شيوه های جديد آرايش و لباس در این شهر به شمار می رود.

اين لباس ها به گفته فروشندگان آن، بيشتر از کشورهای ايتاليا، آلمان، فرانسه و ترکيه، وارد می شود.

شماری از جوانان افغان بر اين باورند که پيروی از مد، نوعی سليقه است و بايد رعايت شود.

اين جوانان می گويند پيروی از مد، گاهی به يک رقابت تبديل می شود و آنها برای اينکه از همقطاران خود عقب نمانند از تازه ترين مدها استفاده می کنند .

نظر شمار ديگری از جوانان هم در مورد مد متفاوت است.

اين جوانان بيشتر به سادگی و راحتی لباس اهميت می دهند و باور دارند که زياده روی و افراط در پيروی از مد، کار پسنديده ای نيست 

. از سوی ديگر عده ای از پدران و مادران بر اين باورند که در کنار پیروی از مد و در نظر داشتن سليقه، نبايد مسئله رعايت فرهنگ و آداب افغانی را از ياد برند.

به باور آنها، پوشيدن لباسی که با فرهنگ جامعه تضاد داشته باشد، جوانان را انگشت نما می کند.

 اين والد ین بر مسئله رعايت "حجاب اسلامی" برای دختران جوان خود نيز پا فشاری می کنند.

به نظر من مد و طرزلباس پوشیدن باید مطابق عنعنات ،آداب افغانی و فرهنگ کهن مسلمانان باشد و به اقتصاد خانواده هم برابر باشد.

اقتصاد و مد :  اما پيروی از مد روز، چه تاثيری روی اقتصاد خانواده ها دارد؟

عده ای از والدين از زياده خواهی فرزندان خود در خریداری لباس شکايت می کنند. انها می گویند.

بيشتر افغانها در فقر زندگی می کنند و برآورده کردن خواستهای فرزندان جوان و پيروی آنان از مد، نيازمند اقتصاد توانا است که به نظر انها بيشتر خانواده ها چنين توانايی را ندارند."

به نظر می رسد بيشتر افغانها بر اين موضوع اتفاق نظر دارند که فاصله زيادی در ميان نرخ لباس های مد روز در فروشگاه های شهر و وضعيت اقتصادی خانواده ها وجود دارد.

بر اساس برخی از آمار، هم اکنون حدود دو و نيم ميليون نفر در افغانستان بيکار هستند.

در چنين شرايطی به نظر می رسد خريداری کالا (لباس) های مد روز از فروشگاه های شهر، تنها برای شمار اندکی از مردم ممکن است و شايد بسياری از شهروندان افغان حتی به خود جرات گشت و گذار در فروشگاههای لوکس لباس را ندهند . بس در این شرایط جوانان ما باید متوجه اقتصاد کشور ،آینده خود وفامیل خود باشند اگر با وارد شدن جدید ترین لباس یا کدام آشیای جالب دیگر انرا انتخاب کنند و به فکر آینده خود و جوانان دیگرکه بیکا ر هستند نباشند این روند نتنها اینکه به جای نخواهیم  رسید بلکه باز به طرف فقر، بد بختی ، جهالت ، مهاجرت و سایر مشکلات  که قبلا دچار مشکل بود یم باز هم روبرو خواهیم شد . بس جوانا ن باید با درنظرداشت اقتصاد ، توانای و فرهنگ غنی افغانی خود را عیاربسازند تا که هم جامعه و خانواده از آنها راضی باشند .  

+ دیزاین شده توسط عارف یعقوبی در Tue 25 Mar 2008 و ساعت 9:9 بعد از ظهر |
سال نو بهار نو آغاز نو مبارکباد 

افتخاری است که در آستانه سال نو و بهاری دیگر فرصتی  دارم برای تبریک سال نو و نوروز باستانی و آرزو دارم که در کنار خانواده اتان سالی سرشار از پیروزی و شادی و سلامت داشته باشید.و 
 امید است مثلی سالهای قبل نو روز خوش و خوشحال پر از صفا و صمیمت درپهلوی همه دوستان خوش و خوشحال باشید و سال نو را یک فضایی جدید برای صلح . امنیت .برادری . برابری برای همه مردم غور باستان خصوصآ جوانان خواسته و خواهنم  

باتشکر فراوان

+ دیزاین شده توسط عارف یعقوبی در Tue 25 Mar 2008 و ساعت 7:53 بعد از ظهر |
اهمیت غذای ماست
مطالب جدید
+ دیزاین شده توسط عارف یعقوبی در Fri 28 Dec 2007 و ساعت 0:6 قبل از ظهر |
مدگرای در بین جوانان افغان
مطالب جدید
+ دیزاین شده توسط عارف یعقوبی در Thu 27 Dec 2007 و ساعت 11:16 بعد از ظهر |
     دختر فروش  


مطالب جدید
+ دیزاین شده توسط عارف یعقوبی در Wed 26 Dec 2007 و ساعت 4:22 بعد از ظهر |

مطالب جدید
+ دیزاین شده توسط عارف یعقوبی در Wed 26 Dec 2007 و ساعت 2:53 بعد از ظهر |

                           نگاهی به  فضایی غبارآلود شهرچغچران :

                                                                                   


بعضی ها فکر میکنند فضآ ی   شهرها ی کوچک وکم نفوس مثلی شهرچغچران ازاوکسیجن کافی  برای تنفس برخورداربوده  و هوا آن تازه و صاف میباشد . چون اکثرآ تجمع گازات  مختلفه  (CO2 )   وهوایی آلوده که سبب بوجود آوردن مشکلات صحی مانند  سردردی ، ریزش ، گلودردی ، اختلال درسیستم ها تنفسی ،سرگیجی و غیرهامراض  ساری در شهرهای پر نفوس که جمعت شان زیاد بوده . واز اثرعوامل ( تراکم در موحودیت کارخانجات صنعتی ، ازدیاد وسایط نقلیه خورد و کلان ، عدم فضایی سبز برای تولید اوکسجن  و غیره بوجود می آید )  دیده میشود .  ولی ولایت غور خصوصآ مرکرآن ؛  شهر چغچران که نفوس آن  کم بوده و وسایط نقلیه آن نیز آنقدرزیاد نمی باشد . بازهم طوریکه به تصویر می بینید فضایی آن خیلی آلوده تر نسبت به شهرهای بزرگ میباشد  و  فضائی آلوده ای که   مملو از گازات مختلفه با شد سبب بوجود آوردن  امراض تنفسی ،  جلدی ،  ساری یا ایپیدیمی ، اسهال و استفراغ زیرا موجودیت چینن فضایی آلوده توام با گرد و خاک منابع آب آشامیدنی را نیزآلوده ساخته باعث بروزهمچوامراض  درمحیط میگردد    .

شاید سوال خلق شود که عامل این فضایی آلوده در شهرچغچران چه میباشد ؟

1- نبود سرک های اسفالت و پخته  درداخل شهر میتواند یک عامل اصلی برای آلوده شدن هوآ باشد چون در شهرها ی کوچک ساحه شهر به قدری کافی وسیع  نبوده و با اندکی رفت و آمد وسایط خورد وکلان فضایی شهرطوری تاریک میگردد که هیچ کس نمی تواند یکی دیگری را به اسانی ببیند وحتی گاهی وقت با عبوریک اراده موتر تا مدتی   گرد وغبار آن در فضآ باقی می ماند  همچنان با مواصلت موترها پولیس ( رنجرهای جاپانی ) درداخل شهر با سرعت دلخوا گاه وبیگاه این گرد وخاک را نثار عابرین مینماید . که این خود مشکلای اساسی را بوجود می آورد زیرا ازیکطرف گراف حادثات ترافکی بلند رفته ازسوی دیگرچنان خاک را به فضآ آزاد میکند که تا ساعت ها به زمین نمی شیند .

2- عدم پوشش گیاهی یا فضایی سبز خصوصآ عدم پارک ها ی تفریحی که مملو از جنگل باشد میتواند یک عامل برای آلوده  ساختن محیط و فضایی شهرها باشد . این عامل باعث میگردد تا

با اندکی وزیدن باد گرد وخاک ها از اطراف شهر جمع شده وبه داخل شهر فرو نشیند بعدآ با رفت آمد وسایط نقلیه تمام گرد و خاک به شهر پخش میشود .

3- عدم رعایت تعادل طبیعت در عمار منازل مسکونی در نواحی شهر واطراف آن ودر نظرنگرفتن ساحه سبز برای یک حویلی یا یک مارکت  نیز میتواند یک عامل برای تولید وافزایش آلودگی در محیط گردد .

عوامل زیادی دیگری نیزوجود دارد که می تواند در تولید آلودگی هوا نقش داشته با شد مانند ( تراکم نفوس ، ازدیاد وسایط تیز رفتار وغیره ) ....

که این گرد و خاک نه تنها اینکه فضای شهر را آلوده سا خته بلکه مشکلات زیا د را برای دوکانداران ، میوه فروشان ، خوراکه فروشان و غیره اهل کسبه ایجاد نموده . که این دوکانداران بدون اینکه مسله حفظ الصحه را رعایت نمایند . میوه های و سبزیجات خود را به فروش می رسانند که اکثری مشکلات صحی را نبز بوجود خواهد آورد .

سوال اینجا است که آیا این گرد وخاک ها  روزی خواهد شد که کاهش یابد یا اینکه توبه مرد غور قبول گردد و از شر آن خلص شوند بعضی میگو یند بلی به زودی  با فرا رسید ن زمستان این مشکل حل میگردد برخی با ان معقوله که رواج است میگویند . مشکل فقط همین صد سال است بعدآ  همه چیز خوب خو اهد شد . بلکه این طور نیست با فرارسیدن زمستان مشکل نتنها اینکه حل نمی گردد  بلکه زیاد تر میگردد چرا که با فرارسیدن زمستان با موجودیت برف و باران ها شدید استفاده ازوسایط نقلیه تیز رفتارکه درداخل شهر گشت و گذارمیکنند ما شآ الله آهسته رفتن هم رواج نیست مطمنآ مشکل زیاد تر میگردد . راهی دیگری که میتواند تا اندازی این مشکل راحل کنند اسفالت و پخته نمودن سرک های داخل شهر .کاهش درسرعت موترهای پولیس و موترهای مردم عوام  باشد .

با کاهش در سرعت خود  می توانید در کاهش حادثات و آلودگی هوا کمک کنید   .  تشکر 

محمد عارف یعقوبی         
+ دیزاین شده توسط عارف یعقوبی در Tue 25 Dec 2007 و ساعت 8:16 بعد از ظهر |

حـکــــا یـــا ت از عبیـــد زا کانی

 

حــکــا یت

مـــرد ی به ز نـــی گفت ـ خـــواهم تــرا بچشــم تــا د ر یابــــم تــو شیــر ین تری یــا زن مــن ـ گفت این حــد یث از شــویم پــرس کــه وی مــن و او را چشیــد ه با شد ـ

حــکــا یت

غلا مبار ه ای را گفتند ـ چــون است کــه راز د زد و زنا کار نهان مــاند و تو رسوا گــرد ی ـ گفت کســـی را که راز با بچه افتد چــون رسوا نگــردد ـ

حکـــا یت

مـــرد ی را علت قو لنج افتاد ـ تمــام سب از خــد ای د رخواست کــه باد ی از وی جــد ا شود ـ چــون سحر ر سید نا امید گشت و د ست از زنـــد گی شسته تشهد میـــکرد و می میگفت ـ بار خــد ا یا بهشت نصیبم فــر مای ـ یکـــی از حا ضران گفت ـ ای نــا د ان از آغــاز شب تا ا ین زمـــان التما س باد ی د اشتی پذ یرفته نیا مــد ـ چگــونه تقا ضای بهشتی که و سعت آن به انــد ازه آسما نها و زمین است از تو مستجاب گــــردد ـ

حکا یت

ز نـــی شب زفاف تیزی بــد اد و شر مگین شد و بگــریست ـ شوی گفت ـ گــر یه مکن که تیز عـــروس نشانه افزون نعمتی بــا شد ـ گفت ـ اگـــر چنین است تا تیــزی د یـگــر رهــا کنم ـ شــوی گفت ـ نی خـاتون کــه انبار را بیش از این د ر نگنجــد ـ

حــکــا یت

ظر یفـــی جــوانی را د یــد که د ر مجلــس بــاد ه گســاری نقل بسیار با شراب مــــی خــورد ـ گفت ــ چنــان کـــه مــی بینم تــو نقل می نوشی و شراب تنقل می کنــی ـ

حـکــا یت

عــربی با پنج انگشت میخورد ـ او را گفتند ــچــرا چنین می خــوری ـ گفت ـ اگـــر به سه انگشت لقمه بر گیرم د یـــگـــر انگـشتا نــم را خشم آ یـــد ـ

حکا یت

مــرد ی از کسی چیــزی بخــواست ـ او را د شنام د اد ـ گفت ــ مرا که چیــزی ند هی چــرا به د شنــا م را نـــی ـ گفت ـ خـــوش نــد ارم که تهی د ست روانت کنم ـ

حکا یت

ا بـــو حــارث را پــر سید نــد ـ مـــرد هشتاد ساله را فـــر زند آ یــد ـ گفت آری اگـــر ش بیست سالــه جــوانی همسایه بــود ـ

حــکــا یت

مــردی د ر خانه پیر زنی با او گرد آمد ه بود پیر زن د ر آن میان پر سید ش ـ تازه چی خبر ـ گفت خلیفه را فرمان است که یک سال تما م پیر زنان را بگا ـ ـ ـ زن گفت به جان و د ل فرمانبرد ارم ـ او را د ختری بود به گر یه اند ر شد و گفت ـ ما را چی گناه با شد کــه خلیفه اند یشه ما نکند ـ پیر زن گفت اگر اشک و خون بباری ما را یارای مخالفت با فرمان خلیفه نبا شــد ـ

حـکـا یت

مــــرد ی را که د عوای پیغمبری می کرد نزد معتصم آور د ند ـ متعصم گفت شهاد ت می د هم تو پیغمبر احمق ا ستی ـ گفت آری ـ از آنکه بــر قــومی شما مبعوث شــد ه ام ـ و هر پیا مبری از نوع قوم خود بــــا شــد ـ

حکـــا یت

مــرد ی حجاج را گفت ـ د وش تو را به خواب چنان د ید م که اند ر بهشتی ـ گفت اگــــر خــوابت راست بــاشــد د ر آن جهــان بید اد بیش از این جهــان بــا شــد ـ

لطیفــــه

د ه ساله د ختر باد ام پوست کند ه ایست به د ید ه بینند گان و پانزد ه ساله لعبتی است از بهر لعبت بازان و بیست ساله نرم پیکـــری است لطیف و فربه و لغزان ـ و سی ساله ماد ر د ختران و پسران و چهل ساله زالی است گران و پنجاه ساله را ببایـــد کشتن با کارد بــران و بر شصت ساله باد لعنت مردمان و فــرشتگان ـ

حکـــا یت

مــزبــد زن را گفت ـ رخصت فــرمای کــه د ر کــو ـ ـ ـ ت نهم ـ گفت خوش نــد ارم که با این نزد یکی و الفت که این دو را است آن را وسنی این سازم ـ

حــکــا یت

آ خند ی را گفتند ـ خــرقه خویش را بفروش ـ گفت ـ اگـــر صیاد د ام خـــود را فروشد به چه چیز شــــــکار کنـــد ـ

حکـــا یت

ز شترروئی د ر آ ئینه به چهره خــود می نگـــر یست و می گفت ـ سپاس خــد ای را که مرا صورتی نیکو بـــد اد ـ غلامش ایستاد ه بود و این سخن می شنید و چون از نـــزد او بــد ر آ مــــد کســـی بــر د ر خـــآ نه او را از حــا ل صا حبش پــر سید ـ گفت د ر خـــآ نه نشسته و بـــر خـــد ا د روغ می بنـــد د ـ

حکـــا یت

عــــر بی به حج ر فت و پیش از د یگر مـــرد م د اخـــل خــا نـــه کعبــه شــد و د ر پرد ه کعبـــه آویخت و گفت ـ بار خــأ ایا پیش از آن که د یگران د ر رسند و بر تو انبوه شــو نــد و زحمتت افــزایند مـــرا بیــــامــرز ـ

حکــا یت

مـــرد ی زنی بگـــرفت به روز پنجم فــرزنــد ی بزاد ـ مــرد به بازار رفت و لوح و د واتی بخرید ـ او را گفتنـــد این از بهـــر چــه خـــر یــد ی ـ گفت ـ طفلی را که پنج روزه زایند ســـه روزه مکتبـــی شــود ـ

حــکــا یت

مـــرد ی نــزد بقــا لــی آمــد و گفت ـ پیاز هم د ه تــا د هـــان بــد ان خـــو شبــوی ســازم ـ بقــال گفت ـ مگـــر گوی خـــورد ه باشی که خـــواهی با پیاز ش خــو شبــوی ســا زی ـ

حکا یت

مـــرد ی دعوای خــد ائی کـــرد شهر یــار وقت بــه حبسش فـــرمان د اد ـ مــرد ی بـــر او بگــــذ شت و گفت ـ آ یـــآ خـــد ا د ر ز نــد ان باشــد ـ فت ـ خـــد ا همـــه جــا بـا شـــد ـ

 

+ دیزاین شده توسط عارف یعقوبی در Tue 25 Dec 2007 و ساعت 2:49 بعد از ظهر |
اندیشه جوانان yaouth
+ دیزاین شده توسط عارف یعقوبی در Mon 24 Dec 2007 و ساعت 9:30 بعد از ظهر |