جناب یعقوبی
با سلام برادرانه
به امید سلامتی شما و همه عزیزان
برای تامین ارتباط با ضیایی صاحب نشانی شما را از جام غور به دست آوردم. پیشاپیش از همکاریتان جهت رساندن نامه به ایشان ساسگزارم و خوشبختم که با این نامه ضمنا با شما نیز مستقیم همصحبت شدم. بامید تامین ارتباطات دایمی و دریافت خبر و احوال شما مهربابان.
با احترام
یگانه
بدان مردم دیده روشنایی ـ جناب ضیایی
با سلام،
محترم نظام الدين ضيايي شاعر گرانقدر و برادر ناديده،
شعر نازنين شما را در «جام غور» خواندم. شرمندة احساس، عواطف و كلام صميمانة تان هستم. از اين كه به علت مسافرت كوتاهي از صوفيه، در ارسال پاسخ تاخير شد، مرا ببخش. اگر بنويسم كه سزاروار اين تشويقها و محبتها نيستم، چيزي جز «بيانِ عيان» نخواهد بود. نامة ارجمند تان، معرف شخصيت مهربان و حساس شاعرانة شماست. اين نامة صميمانه به هر عنوان و خطاب به هركسي كه باشد، پيشتر از همه افق بلند انديشه و ذوق شما و جوانان شهر و نهايتا كشور عزيز ما را مي نمايد كه مفاهيم عالي نظير شعر، علم، حيا، حلم، هنر، وفا، ادب، ميهن و ... را برخلاف افت رقت انگيز معنوي زمانه، شجاعانه ارج مي گذارد. يقينا روزگار تنگ كنوني، درست روزگار شعر و ادب است و نيازها به قلم و ادب، از هر وقت ديگري فزوني يافته است. اميد است اين قلم روان را همچنان گويا و بارور نگهداريد و با نشر اشعار و مقالات، هم استعداد را در عرصه هاي پهناورتري جولان دهيد و هم دوستان از احساس و افكار تان بهره ور گردند.
بسيار خوشحال خواهم شد اگر با شما و ديگر عزيزان و اهل قلم ليسة سلطان علاءالدين غوري، مكاتبه و تبادل نظر ادبي هميشگي داشته باشم.
نشاني من:
با سلام و احترام مجدد
يگانه ـ صوفيه ـ عقرب 86
